عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

مادرانه های عسلم

1392/10/12 12:24
214 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه ی عزیزای دل خودمFree Emoticon

امروز اومدم از مادرانه های دخترم بنویسم.

دختری که در آینده یه مادر نمونه خواهد شد.

 من واقعا یقین دارم که عسل یه فرشته ی زمینی هستش.

 و خدا به خالطف بی حد و اندازش اونو به ما داده.

 امروز داشت با عروسکش بازی می کرد.

 یهو دیدم خیلی آروم با دستش می زنه به کمر عروسکش و براش لالایی می خونه.

بعدش آروم می گفت الان پیشتم آروم بخواب دیشب تا صبح نتونستی بخوابی.

 فدای دل مهربونت بشم من دختر گلم.

الهی دورت بگردم من نفسم.

 یقین دارم که عسل یه مادر مهربون و دلسوز برای بچه هاش میشه.

یعنی من هر چی از خانومیت بگم بازم کم گفتم.

بخدا تعریف الکی از دخترم نمی کنم. هر چی که می نویسم عین واقعیت هستش.

 عسل دلش خیلی پاک و معصوم هستش.

 دیشب هم داشتیم نوحه گوش می کردیم دیدم عسل دستشو گذاشته روی چشماش و داشت آروم گریه می کرد.

وقتی بغلش کردم یهو گفت مامان چرا دشمنا انقدر بدن.

الهی من فدات بشم که همه چی رو درک می کنی و می فهمی.

همه زندگیم شده عسل و همه عشقم فقط عسله.

خیلی خیلی دوستت دارم دختر گلم. نور چشممی و تنها بهونه ی من واسه زنده موندن.

 

 

 

 

http://zibasazi02.persiangig.com/www.Pichak.net75.gif

مادر بودن سخت ترین و پر مشقت ترینکار دنیا است که

تا آخر عمر هم بازنشستگی ندارد.

و تنها حقوقی که بابت آنطلب می کند اندکی عشق است

مادرم تو را عاشقانه دوست دارم

و با تمام وجود به تو عشق می ورزم.

 

 

 

 

http://zibasazi02.persiangig.com/www.Pichak.net75.gif

 

 

اینم عکس مادرانه های دخترم

 

 

 

 

فدای چشمای نازت بشم من گلم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)